|
www.ashke gham.blogfa.com عفاف
| ||
|
نظر مراجع عظیمالشان دربارة حجاب برتر
- نظر رهبر حکیم و فرزانه
من میگویم چادر، هم بهترین نوع حجاب است و هم یک نشانه ملی ماست که هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی از زن ندارد. اگر واقعا کار اجتماعی وکار سیاسی و کار فکری به معنای تحرک باشد، لباس رسمی زن میتواند چادر باشد که بهترین نوع حجاب است. البته میتوان محجبه بود ولی چادر نداشت منتها همینجا هم باید آن مرز را پیدا کرد.
عدهای از چادر فرار میکنند به خاطر اینکه هجوم تبلیغاتی غرب دامن گیرشان نشود. اما از چادر فرار میکنند به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمیآورندچون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار میدهد.
تصور نکنید اگر مافرضاً چادر را کنار گذاشتیم آن مقنعه کذایی را.. درست کردیم دست از سر ما بر میدارند، آنها به این چیزهای قانع نیستند بلکه میخواهند همان فرهنگ منحوس خودشان را در اینجا مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت عمل شود.
رضاخان این مرد قلدر نادان بیسواد آمد و خود را در اختیار دشمن قرار داد. یکباره لباس این کشور را عوض کرد، بسیاری از سنتهای مردم را تغییر داد، دین را ممنوع کرد...
شما ببنید در وضع امروز چقدر رسواست که یک پادشاهی یکباره لباس ملی یک کشور را عوض کند شما به اقصی نقاط دنیا مثل هند سفر کنید. ملتها لباس ملی خودشان را دارند وبه آن افتخار میکننند و از آن احساس سرشکستگی هم نمیکنند ولی آنها آمدند یکباره لباس ملی این ملت را ممنوع کردند. چرا با این لباس نمیشود عالم شد! و حال این که بزرگترین دانشمندان ایرانی که آثار آنها هنوز در اروپا تدریس میشود با همین فرهنگ، لباس و در همین محیط پرورش یافتند. مگر لباس چه تاثیری دارد؟
این چه حرف و منطق مسخرهای است که مطرح کردند؟ آنها لباس یک ملت را عوض کردند؟ چادر را از سرزنها برداشتند و گفتند با چادر غیرممکن است که زنی عالم و دانشمند بشود و در فعالیت اجتماعی شرکت بکند! سوال من این است که با برداشتن چادر در کشور ما زنها تا چه اندازه در فعالیتهای اجتماعی شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش فرصتی داده شد تا زنهای ما در فعالیتهای اجتماعی شرکت کنند.
زنهای ایرانی زمانی وارد فعالیت اجتماعی شدند و کشور را با دستهای توانای خود متحول کردند و مردهای این کشور را به دنبال خود به میدان مبارزه کشیدند که چادر سرشان کردند.
- نظر سایر مراجع تقلید
...بیشک چادر حجاب برتر است.
حضرت آیه العظمی مکارم شیرازی
چادر حجاب پسندیده است.
حضرت آیه العظمی بهجت
چادر بهترین پوشش برای خانمها است چون تمامی مفاتن بدن را میپوشاند. خانمهای مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدد گرایی مضر پرهیز کنند
حضرت آیه الله العظمی صافی گلپایگانی
سزاوار است خانمها از چادر استفاده کنند. چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام میباشد و با حفظ این شعار رسمی سعی کنند بانوان محترم حرکت را خنثی کنند.
حضرت آیه الله العظمی فاضل لنکرانی
چادر حجاب برتر است و سزاوار نیست زنهای مومن بدون چادر وارد جامعه شوند.
نظر به اینکه چادر از جهات مختلف میتواند پوشش کاملی باشد به بانوان توصیه میگردد که چادر را به عنوان مهمترین نوع حجاب که شعار ملی و مذهبی ما است حفظ نمایند زیرا موجب وقار و سنگینی زن خواهد بود.
- استفتاء دیگر
س- عدهای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن در روزنامهها و سخنرانیهایشان میگویند: چادر مشکلی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید مانند مانتو و کت و دامن با رنگهای متنوع جایگزین چادر مشکلی شود. آیا چنین حرفی و اقدامی صحیح است یا نه؟ خواهشمند است نظر شریفتان را مرقوم فرمایید.
ج- بسمه تعالی
این صحبت صحیح نیست، و بهترین حجاب پوشیدن چادر است، و چادر سیاه هم بیاشکال است.
مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری ولایت در جواب استفتای دیگری دربارة ورزش بانوان و حجاب فرمود:
اظهارنظر در مسائل دینی و احکام شرعی برکسانی که صاحبنظر نیستند جایز نیست، و بر مومنین واجب است در تمام احکام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلامشناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمایند.
بسمه تعالی
ج- چادر مشکلی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباسهایی که جلب توجه کند حرام است.
حضرت آیه العظمی فاضل لنکرانی
بسمه تعالی
زن باید بدن خود را غیر وجه و کفین از نامحرم بپوشاند و نیز باید زینت خود را بپوشاند و لباسی که زینت حساب میشود باید آن را هم بپوشاند و با چادر بهتر میتواند بدن و زینت را بپوشاند و چادر سیاه مثل عبای سیاه کراهت ندارد.
حضرت آیه الله العظمی تبریزی
بسمه تعالی
ج- باتوجه به اینکه در حاصل حاظر رنگ مشکلی برای حفظ پوشش زنان بهتر است کراهت ان ثابت نیست.
بسمه تعالی چادر مشکی برای خانم یک سنت شرعی و ملی است، وانگهی باید در حفظ آن کوشا باشیم، و اگر این گونه حرفها درست بود، علما و بزرگان و مراجع معظم تقلید و حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری بهتر از دیگران میدانستند. مفید بودن خانمهای آنان به چادر مشکی یک امر ضروری است.
حضرت آیه الله العظمی مظاهری
بسمه تعالی
نظریة مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متاسفانه در این زمان عدهای اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف که حافظ شخصیت و ارزش و متانت اوست دارند معالاسف میخواهند این امر را اسلامی جلوه دهند در حالیکه برخلاف اسلام استو
حضرت آیه الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی
خواهران مسلمان توجه داشته باشند چادر وقتی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که ضمن استفاده از چادر، از مقنعه و لباسهای آستینبلند و جوراب ضخیم برای خارج شدن از خانه و رویارویی با نامحرم استفاده کنند که خشنودی الهی نیز درآن است.
سوال:
وقتی به برخی از بانوان سفارش میشود که چادر سر نمایند، شروع به مذمت بعضی از زنان چادری میکنند و میگویند: چادریها خیلی بدتر از ما میباشند و..
جواب:
اولاً اگر چه تعداد کمی از زنان چادری با این که چادر دارند حجاب را کاملاً رعایت نمیکنند، ولی سخن ما روی این تعداد زنان نیست بلکه حرف ما روی اصل چادر است و آن این است که وقتی چادر درست سر شود در حالیکه مانتویی هم زیر آن پوشیده شده باشد و سائر موازین شرعی رعایت گردد بهترین نوع حجاب است.
و ثانیاً: این حرفها بهانه و توجیهی است برای فرار از چادر سرکردن و الا هر انسان عاقلی میداند در هر گروه و صنفی تعدادی بد هستند همانطوری که در قشر دکترها، روحانیون، نظامیان و کارمندان و... این تعداد وجود دارند. ولی نمیتوان گفت: بنابراین کشور احتیاج به روحانی، دکتر، نیروی مسلح و... ندارد، زیرا اصل وجود روحانی و طبیب و نیروی نظامی برای وجود مملکت الزامی است.
سوال
آیا چادر مشکی سبب افسردگی روحی است؟
برخی میگویند اولاً چادر گران است و مانتو از نظر اقتصادی با صرفهتر است و ثانیاً: رنگ مشکی باعث به وجود آمدن انواع ناراحتیهای روانی و افسردگی میگردد. پس بهتر است چادر مشکی به چادر صورتی و زرد و قرمز تبدیل گردد.
جواب:
اولاً: وقتی یک زن چادری که در طول یک یا دو سال یک چادر بیشتر لازم ندارد با خانمی که بدون چادر هر هفته با یک نوع لباس و یک نوع رنگ با خرج کردن پول زیادی برای انواع آرایش بیرون میآید درنظر میگیریم به مراتب از نظر اقتصادی چادر با صرفهتر است. بلکه آن خانمهایی که دایم به چادر اشکال میکنند گاهی مانتوشان چندین برابر قیمت یک چادر است.
ثانیاً: مگر زن مسلمان چادری میخواهد همیشه چادر سرش نماید تا رنگ مشکی اثر منفی از جهت روانی و داشته باشد بلکه چادر را برای اوقات کمی که در بیرون از منزل هست استفاده میکند و در درون خانه و مکانی که نامحرم نیست میتواند از لباسهای خوشرنگ و مناسب استفاده کند و اسلام هم روی این موضوع تاکید نموده است.
ثالثاً: اگر رنگ مشکی اینقدر خطرناک است چظور شما در میهمانیها و پارتیهای خصوصی خود تیپ مشکی میزنیدو
رابعاً: اگر این حرف شما صحت داشته باشد باید همه خانمهای بد حجاب و زنانی که از انواع لباسها و اقسام رنگهای شاد در خیابان استفاده میکنند و نظر مردان بالاخص جوانان لاابالی را به خود خیره میکنند باید از نظر روانی و روحی سالمترین زنان باشند و از نظر اجتماعی و اخلاقی و مشکلات خانوادگی مانند طلاق و... کمترین ناراحتی را نداشته باشند. در حالیکه آمار و حقایق در بین این خانمها غیر از این است و جوامع غربی باید شادابترین و سالمترین مردم را از نظر روحی و اخلاقی داشته باشند. در حالیکه همه میدانند و خود غربیها هم بارها اعتراف کردهاند که کشورهای غربی بالاترین آمار را از نظر مشکل اخلاقی و روحی در بین جامعه خود دارند.
خامساً: اگر رنگ مشکی این آثار منفی را دارد باید در آفریقا یک آدم سالم از نظر روانی پیدا نشودو در حالیکه مردم شریف و سیاهپوست آفریقا از جمله بلال حبشی موذن رسولخدا(ص) از نظر روانی و اخلاقی و صفا و محبت به مراتب بالاتر از مردم فرنگ و پیروانش هستند.
سادساً: اگر جه بعضی از رنگها بر بعضی دیگر برتری از جهات مختلف دارند. ولی تمام رنگها اعم از سفید و آبی و قرمز و سیاه نشانه عظمت و قدرت خدای تواناست. برهمین اساس قرآن کریم رنگ سیاه بعضی از کوهها را جزء آیات و نشانه قدرت حق تعالی میدانند. اگر رنگ سیاه به گمان شما این قدر از نظر روانی برای بشر خطرناک بود خداوندحکیم قسمتی از طبیعت و بعضی از انسانها و چیزهای دیگر را سیاه نمیآفرید و اگر حرف شما صحت داشت بایستی خداوندحکیم رنگ سیاه را از عالم میزدود. پس وجود آن نشانه زیبایی نظام آفرینش اعم از کوه و انسان و اشیاء دیگر است.
از همه مهمتر وقتی انسانی اطلاع از دین ورابطه مناسبی با آن و معنویت نداشت دچار جهل و تحت تاثیر تبلیغات دشمنان اسلام عزیز قرار میگیرد والا با این همه آثار و فواید حجاب بالاخص چادر اینقدر اشکال و سروصدا ندارد. و باید بدانیم ریشه تمام این مسائل دو چیز است. یکی عدم معنویت و نداشتن آگاهی از دین در بعضی از مسلمانان و دیگر آنکه دشمن میداند تا وقتی که این حجاب و چادر بر سر زنان و غیرت در بین مردان وجود دارد نمیتواند به آن اهدافش برسد.
[ 91/02/25 ] [ 10:44 بعد از ظهر ] [ nastaran ]
حجاب برتر چادر زن تاج سلطانی بود حافظش از شر شیطانی بود چادر زن برهوس غالب شود عزت زن را زحق طالب شود چادر زن کیمیای غیرت است چون نشان غیرت ملیت است از برون شرح درونی میدهد خشم دشمن را فزونی میدهد صرفه دارد بهر زن در اقتصاد صرفهاش باشد عیان از صد جهات بر سر زن هست مانند سپر حافظ زن هست هنگام خطر غنچهای تا هست پنهان در حجاب میکند از او خزان هم اجتناب تا نقابش باز از سر میشود با نسیمی زود پرپر میشود حفظ چادر هست شرینتر زجان بهر ایرانی زعهد باستان حفظ چادر بهر زنها جوشن است تیرجانسوزی به چشم دشمن است حبل عصمت را بود چادر کره پوشش اندامن را باشد زره حفظ چادر مایه وارستگی است جسم زن را حافظ برجستگی است زن بود گل، چادرش خار بدان حافظش باشد زچشم این و آن هرچه زن را برتری باشد حجاب حرکتش دارند برتر شیح و شاب حفظ استقلال زن در چادر است کوکب اقبال زن در چادر است خصم پندارد که با فرهنگ خویش میکند تحمیل بر زن ننگ خویش غافل از آنکه زنان ما گلند برمقام حفظ عصمت سنبلند [ 91/02/25 ] [ 10:41 بعد از ظهر ] [ nastaran ]
با چادرهای گل گلی رنگ و وارنگ شروع شد. عشق نه
سالگیام این بود که چادر مشکی بپوشم و وقتی با خانواده به پارک یا فضای سبزی میرفتیم
اولش از مادرم اجازه بگیرم، گوشههای چادرم را محکم بگیرم و دستانم را باز کنم. از
پشت سر، شکل یک نیمدایرهی مشکی میشدم که دستانم قطر دایره را میساخت. بعد شروع
کنم به دویدن... خوشم میآمد که باد، چادرم را حرکت بدهد و بالا و پایین ببرد. اگر
بخواهیم از دید قواعد فیزیک نگاه کنیم چادر باید سرعتم را کم میکرد چون سطح مقطع
اصطکاکم با هوا زیاد میشد؛ اما من سریع و کودکانه میدویم. از فرودگاه چمن با بال
چادر میخواستم پرواز کنم. نمیدانم چرا برای دویدن، چادرم را در نمیآوردم. آن زمان چادر برایم یک لباس تفننی بود. حتی بعضی وقتها در مهمانیهای خانوادگی با بلوز و شلوار بودم و البته روسری؛ اما عشقم چادر بود و چمن و چابکی! این روزها کمتر میدوم. فقط گاهی از روی جدول خیابان راه میروم. حالا وقتی نسیم، چادرم را تکان میدهد و به گذشتهام نگاه میکنم خوشحالم که آزادانه هویتم را انتخاب کردم [ 91/02/20 ] [ 10:27 قبل از ظهر ] [ nastaran ]
روابط دختر و پسر از نظر اسلام چگونه است؟ چرا نباید دختر، دوست پسر داشته باشد؟ صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،
مانعی ندارد، ولى روابط دختر و پسرى که نامحرم هستند و نگاه کردن یا صحبت نمودن
آنها با قصد لذت جایز نیست. چنان که توقف نمودن و خلوت کردن آنها در محیطى که محل
رفت و آمد نیست، حرام مىباشد، اگر چه با نگاه کردن یا صحبت التذاذى (لذتآور
شهوانی) همراه نباشد. [ 91/02/13 ] [ 10:39 بعد از ظهر ] [ nastaran ]
800x600
فلسفة حجاب در قرآن بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست منتها باید اندیشهها قرآن گونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنی عظمت زن در این است که: «ان لا یرین الرجال و لایراهن الرجال» نبیند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. قران کریم وقتی دربارة حجاب سخن میگوید میفرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن تا نامحران او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیرمسلمان را، بدون قصد تباهی جایز میداند و علت آن این است که زنان غیرمسلمان از این بابت بیبهرهاند. حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است معاذالله حجاب را یک بند بداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مساله لزوم حجاب را بازگو میکند، علت و فلسفة ضرورت حجاب را چنین بیان میفرماید: (ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین) یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند. حجاب حق الهی شبههای که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال میکنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستکی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانة ضعف و محدودیت زن است. راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرفنظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حق الهی است، لذا میبینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام میکنند، امادر اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژة برادر و فرزندانش میباشد، همة اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حقالله مطرح است وخدای سبحان زن را با سرمایة عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعهای این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا میشوند که در غرب ظهور کرده است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم میگوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن، حقالله است و به هیچ کسی ارتباط ندارد. قهراً همة اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حقالله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، آنگاه جامعه به صورتی در میآید که شما در ایران میبینید، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا که در مسالة جنگ تا آخرین لحظه، صبر نمود و کاری که برخلاف عاطفه و رقت و رافت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بیرحمانة بیگناهان و غیرنظامیها را مشروع نمودند. جامعهای که قرآن در او حاکم است، جامعة عاطفه است و سرش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت و رقت میدهد، و رافت و رقت در همة مسائل کارساز است. زن در فرهنگ غرب سر این که جهان غرب در خصوص این امر نیز فرهنگ منحط غلطی دارد و متاسفانه برخی افراد که از فرهنگ غنی و قوی اسلام بیاطلاعند، گوش به تبلیغات سوء آنان میدهند این است که انسانشناسی آنها همانند جهانبینی آنهاست. و به عبارت دیگر انسانشناسی آنها فرع بر جهانبینی آنان است، جهان بینی آنها در حد: (ماهی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیی و مایهلکنا الا الدهر) است، و چون جهان را در نشئه طبیعت خلاصه میکنند، و از ماورای طبیعت سهمی ندارند، انسان را نیز در قلمرو طبیعت خلاصه میکنند و صرفاً تن شناسند نه انسانشناس. دیدگاه آنان در انسانشناسی، این است که تمام حقیقت انسان را بدن و تن آدمی تشکیل میدهد و چون میبینند بدن انسان به دو شکل است، یا به صورت زن یا به صورت مرد، لذا گمان میکنند که زن و مرد با هم تفاوت دارند، همانطوری که بدنهایشان متفاوت است. کسی که به انسانشناسی از دیدگاه جهانشناسی مادی مینگرد، هرگز در جهان سیرعمودی ندارد و نمیداند که مبدا و منتهای سیر زندگی انسان چیست بلکه همواره سیرافقی دارد، همانگونه که اخترشناسی، دریاشناسی، گیاهشناسی، جانورشناسی، زمنیشناسی، معدنشناسی و... اینها مادی است، انسانشناسی اینان نیز مادی است. او برای انسان مقامی برتر از آنچه که در نشئة طبیعت است، قائل نیست، و مسائلی از قبیل فرشته، ملک و وحی برای او مفهوم ندارد. فلسفة حجاب 1- حجاب از نظر روانیحجاب، حریمی میان زن و مردان نامحرم است و سبب فروکش کردن غریزه جنسی میشود. خاموشی این شعله و در مسیر طبیعی قرار گرفتن آن باعث میگردد بسیاری از مشکلات نظیر قتل و جنایت از جامعه رخت بربندد. و اگر چنین حریمی برداشته شود و آزادی بیقید و شرط به میان آید، باید شاهد زندگی حیوانی باشیم که در آن صورت، اضطرابهایی دچار افراد میشود، زیرا غریزة جنسی نیرومند و چون اسبی سرکش است که هر چه بیشتر اطاعت شود و افسارش رهاتر گردد، سرکشتر میشود و ضربهای کاریتر بر انسان وارد میکند یا همچون آتشی است که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعلهورتر میشود.برهنگی زنان و آرایش و عشوهگری آنان، مردان مخصوصاً جوانان را درتحریکی دایم قرار میدهد؛ تحریکی که سبب کوفتگی اعصاب ایشان و ایجاد هیجانهای بیمارگونه عصبی میشود و گاه سرچشمة امراض روانی است. 2- حجاب از جهت معنویحجاب باعث میشود که زن کمتر دچار لغزش و گناه شود. و به دنبال آن زن و بطور کلی جامعه بیشتر میتوانند مراتب معنوی و انسانی را طی نمایند براین اساس رهبر معظم انقلاب فرمود:ما که این قدر به حجاب مقید هستیم به این دلیل است که حفظ حجاب به زن کمک میکند تا بتواند به آن رتبة معنوی عالی خویش برسد و دچار لغزشگاههای بسیار لغزندهای که سر راهش قرار دارد نشود و درست نقطه مقابل این فرهنگ رومی حاکم بر امروز اروپاست. 3- سبب استحکام خانوادهحجاب لذتها و بهرههای جنسی را به محیط خانواده مخصوص و محدود میگرداند و به دنبال آن ازدواجهای مشروع به وجود میآید. این گونه ازدواجها پیوند زن و شوهر را محکم میسازد و در نتیجه، کانون خانواده گرمتر میشود، در حالی که بدحجابی و بیحجابی و آزادی بدون قید و شرط، باعث فروپاشی کانون خانواده میشود. زیرا در چنین نظامی، اساس خانواده را بردشمنی و نفرت پایهگذاری میکند و معمولا این نوع زندگیها و روابط زناشویی دوام نخواهد داشت. زیرا زندگی برپایة غریزه جنسی بنا میگردد و چون غریزه جنسی بعد از مدتی فرومش میکند، مسائل دیگر از قبیل نداشتن توافق اخلاقی و مشکلات خانوادگی و... بروز میکند و در نتیجه، به طلاق و آوارگی فرزندان منجر خواهد شد. درواقع بیحجابی و بیعفتی، سبب گریز جوانان از ازدواج و اشنه خالی کردن از زیر بار مسئولیت زندگی میشود. زیرا راه برای رسیدن به هوسهای آنان باز و آماده است.بهتر است به برخی گزارشها دراین باره اشاره کنیم:هشت هزار دختر در هندوستان به سبب عدم توانایی در ازدواج خودکشی کردند. در هندوستان دختران به خواستگاری پسران میروند و جهیزیه برعهده آنان است و قدری هم پول نقد میبرند و اینها در هندوستان واجب است. برطبق آماری تکان دهنده هر بیست دقیقه یک بار، یک زن در سوئد کتک میخورد و مجروح میشود، و در هر سه ساعت یکبار، به یک زن تجاوز میشود. شبکه تلویزیونی «سیانان» در گزارشی از وضعیت کنونی خانوادهها در امریکا گفت: طی سال گذشته، 16270مرد آمریکایی خانوادههایشان را بیاطلاع گذاشتند و رفتند. استمداد زنان از پلیس فدرال امریکا، تنها منجر به بازگرداندن هفت هزار نفر از شوهران گریزپا به خانوادههایشان گشته است. دلایل این عده برای گریز از خانه، بداخلاقی، سلطهجویی، خرجتراشی، سبکسری همسر، پشیمانی ازدواج، شیطنت فرزندان، مزاحمت مادرزن، میل به تجرد و عشق به زن دیگر عنوان شده است. بین سالهای 1968-1992 در امریکا هشت هزار نفر از همسرانشان جدا شدند که فرانسه، آیمان، سوئد، ایتالیا و انگلستان نیز با فاصله کمی به دنبال امریکا هستند. به گزارش «سیان.ان» برآورد موسسات بینالمللی و پیگیری امور خانوادگی نشان میدهد که از هز سیزده ازدواج در امریکا، یکی به مرحله طلاق کشیده میشودو همین امر باعث میشود که کودکان را ناپدریها و نامادریها آزار دهند حتی به دست آنها کشته شوند. آمارهای قطعی و مستند نشان میدهد که با افزایش برهنگی و بیحجابی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی به طور مداوم بالا رفته است، چرا که «هرآنچه دیده بیند دل کند یاد» و هوسهای سرکش هر روز دل را به دنبال دلبری تازه میکشاند و اما در محیطی که حجاب و موازین دیگر اسلامی رعایت میشود و همسر احساسات و عشق و عواطفشان در بند یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگی- که زنان به صورت کالای مشترکی درآمدهاند دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی ندارد و خانوادهها، همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی میشوند و کودکان بیسرپرست میمانند. 4- مانع فرزندان نامشروع 31درصد کودکانی که در سه ماهه اخیر سال گذشته میلادی در انگلیس متولد شدهاند، پدر مشخصی نداشتهاند. زندگی اکثر افرادی که قبل از ازدواج با یکدیگر روابط نامشروع داشتهاند در کشورهای غربی معمولاً به طلاق منجر میشود و در همین حال، تعداد کودکانی که در خارج از زندگی زناشویی در غرب به دنیا آمدهاند نیز روز به روز در حال افزایش است.شبکه تلویزیونی «سی.ان.ان» اضافه کرد 50درصد کودکان در امریکا را اطفال نامشروع تشکیل میدهند و شمار خانوادههایی نیز که قربانی طلاق شدهاند روز به روز افزایش مییابد. 5- سلامت اقتصاداگر زن در محیط کار پوشیده و باحجاب باشد نظرها را کمتر به طرف خود جلب میکند و چنین چشمپوشی که دراثر حجاب کامل به وجود میآید حواس و فکر مردان نامحرم را در هنگام فعالیت، بیشتر متوجه وظیفهشان مینماید و در نتیجه، پاکدامنی و حجاب زنان در سازمانهای دولتی و شخصی باعث دقت و سرعت در کار میگردد و این سرعت، موجب تولید بیشتر و حل مشکلات جامعه و دقت نیز سبب بالارفتن کیفیت میشودو این دو اصل به رشد کمی و کیفی کمک شایانی میکند. از آن سو چون زن بدحجاب با صدها حرکت زنندة شهوتانگیز بر سرکار میآید، چشمها بیشتر متوجه او میشوند و کسانی که ایمانشان به مبدا و معاد ضعیف است به آلودگی در میافتند واز سرعت و دقت کار کاسته میشود و در نتیجه، تولید اندک میگردد و کیفیت نیز پایین میآید. 6- حجاب از نظر سیاسی ستمگران و غارتگران جهان هر گاه از راه تهدید، ارعاب، ترور و... نتوانستند ملتی را به بند بکشند، به گسترش فحشا و منکرات میپردازند و برای دستیابی به اهداف پلیدشان، با نام آزادی و دفاع از حقوق زن و تمدن عریانی را در جامعه ترویج میکنند تا ملتها را از درون و فرهنگی بیهویت نمایند. پیام حضرت آیه الله العظمی گلپایگانی (ره) حجاب بانوان در اسلام، یکی از اموری است که از وقتی استعمارگران چشم طمع به کشورهای اسلامی وغصب معادن و منابع آنها دوختند مورد حمله آنها قرار گرفت، زیرا چادر و حجاب زنان مسلمان را یکی از عوامل بزرگ برای بقای استقلال شخصیت اسلامی کل جامعه مسلمان و حفظ هویت اسلامی آن دیدند و آن را مانع نفوذ سیاسی و اقتصادی خود شناختند.فرانتس فانون- تحلیل گر انقلاب الجزایر- میگوید: جامعهشناسان استعمار توصیه میکنند که زنها را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن خواهد آمد.
7- ارزش واقعی زندر واقع عفت و حیا و حجاب زن تدبیری است که او با نوعی الهام، برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیتش در برابر مرد به کار میبرد، زیرا زن با هوش فطری و حس مخصوس خود درک کرده که از نظر جسمی با مرد برابر نیست و اگر بخواهد با وی دست و پنجه نرم کند از زور بازوی مرد بر نمیآید. از طرفی، زن ضعف مرد را در همان نیازی یافته که خداوند حکیم در وجود مردان نهاده است. زن خوب میداند که خداوند او را مظهر معشوقیت قرار داده است. برهمین اساس ، زن با عفت و حجاب بهتر میتواند مرد را مجذوب خود کند و با متانت و وقار براحترام خویش بیفزاید. اما هنگامی که جامعه، زن را با اندام عریان جستجو کند، طبیعی است که روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزونتری را از او دارد. وقتی زن از طریق جاذبه جنسی، وسیله تبلیغ کالا، تزیین اطاق انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و سیاخان و مانند اینها قرار گیرد؛ در چنین جامعهای، شخصیت زن تا سرحد عروسک یا یک کالای بیارزش دیگر سقوط میکند و ارزشهای والای انسانی او به کلی به دست فراموشی سپرده میشود و تنها افتخار او جوانی و زیبایی و خودنماییاش میگردد. و به این ترتیب، وسیلهای برای اشباع هوسهای سرکش مشتی آلوده و نابکار میشود. در چنین جامعهای زن چگونه میتواند با ویژگیهای اخلاقی، علم و آگاهی و داناییاش جلوه کند و به مقام والایی برسد؟! 8- سدی در برابر فرهنگ مصرفی و مدپرستی یکی از ترفندهای استعمار برای گرم کردن بازار تجارتش، تولید و عرضه اجناس به شکلهای مختلف در بازار میباشد. تا به این طریق مشتری بیشتر جلب، و منافع زیادی را حاصل نماید. بسیاری از مردم مخصوصاً بعضی از بانوان به محض دیدن جنس جدید در بازار تمایل به خریدن آن پیدا میکنند، گرچه نمونه قدیمی از همین کالا را داشته باشند. با این که متنوع بودن اشیاء موضوعی است که هرانسانی دوست دارد، و این از فطرت و سرشت او سرچشمه میگیرد. همان طوری که خداوندسبحان جهان طبیعت و تمام مخلوقات عالم را برهمین اساس خلق نموده است. لکن مستکبرین و افراد سودجو از این خصلت بشر سوء استفاده کرد، و با گسترش فرهنگ مصرفی و مدسازی در بین مردم دنیا مخصوصاً بعضی از بانوان میخواهند این سد و سنکر نرم و نخی ولی مستحکم را بشکنند، تا چرخ کارخانجات مدسازی، ریسندگی و بافندگی و لباسهای رنگین زنان، ساخت لوازم زینتآلات، لوازم آرایش و تولیدات انواع رنگها و... را به چرخش درآورند. تا بتوانند نیازهای ملیونها زن که خود استکبار باعث آن شده تامین نمایند. سفارش رهبر عزیز رهبر معظم انقلاب فرمود: من به خانمهای جوان و خانمهای خانهدار مسلمان سفارش میکنم به دنبال این تبلیغ مصرفگرایی که غرب مثل خوره به جان جوامع دنیا و جوامع کشورهای درحال توسعه و کشورهای روبه رشد از جمله کشور ما انداخته است نروند مصرف در حد لازم خوب است نه در حد اسراف. خردهگیریهای مخالفانمخالفان حجاب برای توجیه مخالفت خود با حجاب به طرح اشکالهایی پرداختهاند که در ذیل به آنها اشاره میشود آیا حجاب سبب منزوی شدن زن است؟ مهمترین مسئلهای که همة مخالفان آن را ایرادی اساسی بر مساله حجاب ذکر میکنند این است که زنان، نیمی از جامعه را تشکیل میدهند و اگر آنان حجاب داشته باشند، منزوی میشوند و طبعاً از نظر فکری و فرهنگی عقب میمانند، مخصوصاً در دوران شکوفایی اقتصاد که احتیاج زیادی به نیروی فعال انسانی است از نیروی زنان در حرکت اقتصادی، هیچ گونه بهرهگیری نخواهد شد و جای آنها در مراکز فرهنگی و اجتماعی نیز خالی میماند. به این ترتیب، آنان فقط موجوداتی مصرف کننده و سربار اجتماع میشوند! جواب: کسانی که به این منطق تمسک میجویند، از چند امر به کلی غافل هستند یا خود را به غفلت میزنند، زیرا اولاً: هیچ مسلمانی نمیگوید حجاب اسلامی زن را منزوی میکند و از صحنه اجتماع دور میسازد اگر درگذشته لازم بود ما زحمت استدلال در این موضوع را بر زنانی میبینیم که با داشتن حجاب اسلامی در همه جا حاضر بوده و در ادارهها، کارگاهها، راهپیماییها و تظاهرات سیاسی، رادیو و تلویزیون، بیمارستانها و مراکز بهداشتی و مخصوصاً درمراقبتهای پزشکی برای مجروحان جنگی، مدرسه و دانشگاه و بالاخره در صحنة جنگ و پیکار با دشمن، بدون هیچ مشکلی به فعالیت پرداختهاند. پیام زن ایرانی به دنیارهبر معظم انقلاب فرمود: من میخواهم بگویم شما خانمها یک پیامی برای دنیا دارید... زنهای ایران به خصوص آن کسانی که در رشتههای گوناگون دانش توانستهاند در چهارچوب اسلام و احکام اسلامی و مهمتر از همه مساله حجاب حرکت کنند. اینها بایستی به زنان و دختران دنیا و دانشجویان زن دنیا عملا تفهیم کنند که علم به معنای بیبندوباری نیست و لازمه تحصیل علم نه تنها بیقیدی نسبت به موازین اخلاقی در مورد معاشرت زن و مرد نیست، بلکه میتوان با رعایت کامل، موازین، علم را تحصیل کرد و به مراحل بالا رسیدو از طرفی باید از این گروه پرسید آیا ادارة خانه، تربیت فرزندان برومند و ساختن انسانهایی که در آینده قادر باشند با بازوان توانای خویش چرخهای عظیم جامعه را به حرکت درآورند، فعالیت نیست؟! آنها که این رسالت عظیم زن را کار مفید نمیدانند، از نقش خانواده درتربیت اجتماعی سالم، آباد و پرحرکت بیخبر هستند. تصور میکنند راه صحیح این است که زن و مرد از آغاز صبح، خانه را به قصد اداره، کارخانه و مانند آن ترک کنند و بچههای خود را به شیرخوارگاهها و مهدکودکها بسپارند یا دراتاق تنها بگذارند و در را به روی آنها ببندند و طعم تلخ زندان را از همان زمان که غنچه ناشکفتهای هستند به آنها بچشانند! غافل از اینکه با عمل، شخصیت آنها را درهم میکویند و کودکانی بیروح و بدون عواطف انسانی بار میآورند؛ کودکانی که آینده جامعه را به خطر خواهند انداخت. آیا حجاب باعث حریص شدن مردان خواهد شد؟حجاب از این نظر که میان زنان و مردان فاصله میافکند، طبع حریص مردان را بیشتر تحریک میکند و به جای اینکه خاموش کنندة شهوت باشد حرص افراد را شعلهور میسازد زیرا گفتهاند انسان به آنچه از آن باز دارندش حریصتر است.بهترین پاسخ این است که در جوامع اسلامی با آنکه حجاب حکمفرماست هرگز حرص و تنوع خواهی مردان افزونتر ازجوامع غربی نیست. در غرب با اینکه موانع زن و مرد برداشته شده است از حرص و تنوعطلبی مردان هرگز کاسته نشده است. آیا بدحجابی نتیجه فقر است؟ مفاسد اجتماعی و بدحجابی نتیجة فقر است. اگر فقر برطرف شود این گونه اعمال و حرکات از کسی سر نمیزند! می پذیریم که فقر در بعضی از مردم باعث انحراف میشود و اسلام هم برای از بین بردن فقر تاکید نموده است، ولی ریشة اصلی مفاسد و شیوع گناهان فقر نیست، بلکه فقر فرهنگی و فقر ایمان به مبدأ و معاد منشأ این مفاسد است. اگر ثروت وزندگی راحت جلوی فساد را میگرفت باید همة کشورهای ثروتمند جهان و فرزندانشان از همه متدینتر و پاکتر باشند. در حالی که اکثر مفاسد و جنایتها از همینها است. پیام زن باحجاب وقتی زن با حجاب، با وقار و متین گام بر میدارد و بدون ناز و عشوه سخن میگوید در حقیقت با عمل خود پیام میدهد که من گل خوشبویی هستم که تنها به خانوادهام تعلق دارم. با چادرم که چون خاری است از گل وجودم محافظت میکنم و چشم ناپاکان را کور و آنان را در اهداف شیطانیشان ناامید میگردانم. با چادر و حجابم، غیرت شوهرم، پدر و برادرم را به نمایش میگذارم که پروانهوار بهدور گلشان میچرخند و آن را از دید نامحرمان حفظ میکنند. پوشش من دلی روشن، درونی پاک . ایمانی قوی میدهد. میگوید: من اسیر نفس و مطیع شیطان و دچار کمبودهای دیگر نیستم. از هر بند و اسارتی آزاد گشتهام و در سایة ولایت الهی درآمدهام و همچون مروارید در چادر صدف گونهام جای گرفتهام. پیام زن بیحجاب و بدحجاب زن بیحجاب و بدحجاب با طرز پوشش و سخن، ناز و عشوههای خود ناخودآگاه میگوید: من به ظاهر مسلمانم، اما در عمل خیر، و به خدا و قیامت چندان اعتقادی ندارم و ظاهرم و گواه روشنی از باطنم است. خداوند علیم میفرماید: «قل کل یعمل علی شاکلته فربکم اعلم بمن اهدی سبیلا» ای پیامبر، بگو هر کس برطبق روش و باطن خود عمل کند. پس پرودگار شما آنان را که راهشان نیکوتر است، بهتر میشناسد. به قول شاعر: از کوزه همان برون تراود که در اوست.این قبیل زنان با حرکات تحریک آمیز خود اظهار میکنند که شوهر، پدر و برادرشان نسبت به ناموس، غیرت و مردانگی از خود نشان نمیدهند، زیرا اگر غیور بودند اجازه نمیدادند آنها این گونه پا به محیط بیرون از خانه بگذارند. پیام این زنان آن است که من گلی خوشبو هستم که با آرایش و ناز و کرشمه همه از بویم استشمام میکنند و من با صرف وقت برای آرایش و زیباسازی خود میخواهم دلهای مردان هرزه را متوجه خود سازم. و با این کار مورد نظر آنها قرار گیرم. و شهرتی به دست آورم و کمبودهایی که در وجودم هست جبران کنم. زیرا میبینم بعضی از انسانها مورد احترامند و از مقام و شخصیت بالایی برخوردار هستند. اما من هم بناچار میخواهم با ناز و عشوه و حرکات شهوت انگیز مورد احترام قرار گیرم. ولی افسوس در همان لحظهای که مرد هرزهای نگاهم میکند در خود احساس شخصیت و غرور کاذب میکنم ولی بعد دچار اضطراب و سردرگمی میشوم و تمام آن کمبودها و عقدهها در وجودم نه تنها کم نمیشود بلکه شدت مییابد. اگر نتوانستم کسی راشکار کنم یا در اثر تقوا و غیرت، جوانی نگاهم نکرد برایم ناراحت کننده است به طوریکه میخواهم از درون فریاد برآورم. خانم ساچیکو موراتا که ژاپنی است میگوید: «لطف زن به محجبه بودن اوست. اصولاً طبع هر انسانی طالب کشف تنوعهاست. وقتی زنان به شکل امروز مکشوفه باشند چیزی برای توجه مردان باقی نمیگذارند. هر چیز با اهمیتی چندین بار رویاروی قرار گیرد اهمیت خود را از دست میدهد. گل عفاف هیچ باغبانی را سرزنش نمیکنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است، چون باغ بیدیوار، از آسی مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمیماند. هیچ کس هم با نام آزادي دیوارخانه خود را برنمیدارد و شبها در حیاطش را باز نمیگذارد، چون خطر رخنة دزد، جدی است. هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذران نمیگذارد تا بدرخشد، جلوه کند و چشم و دل برباید، چون خود جواهر ربوده میشود. هر چیزی که قیمتی باشد، مطمئناً درصد مراقبت از آن بالاتر میرود.هرچه که نفیستر باشد، بیم ربودن و غارت بیشتر است و مواظبت، لازمتر.اگر در شیشة عطر را باز بگذاری عطرش میپرد.اگر رشتة مرواریدت را در گنجینه و صندوق نگذاری و در آن را نبندی، گم میشود.اگر در مقابل پنجرة خانهات، توری نزنی، از نیش پشهها و مزاحمت مگسها در امان نخواهی بود.وقتی راه ورود پشهها را میبندی، خود را «مصون» ساختهای، نه «محدود» و زندانی. وقتی در خانه را میبندی، یا پشت پنجرة اتاقت پرده میآویزی، خانه خود را از ورود بیگانه و نگاههای مزاحم در پناه قرار دادهای، نه که خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی.اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان، خود را بپوشانی، نه کسی ایراد میگیرد، و اگر هم ایراد بگیرد اعتنا نمیکنی، چرا که سخنش را بیمنطق و ناآگاهانه میدانی و میبینی. اینکه دل باید پاک باشد بهانهای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است و آویختن به شاخة «لاقیدی» و گرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک برخیزد. ظاهر، «آینة باطن است و.. «ازکوزه همان برون تراود که در اوست». زن، به خاطر ارزش و کرامتی که دارد، باید محفوظ بماند و خود را حراج نگذارد و در بازار سوداگران شهوت، خود را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد. زن به خاطر لطافتی که دارد، نباید در دستهای خشن کامجویان دیو سیرت، که نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چیدند، او را دور اندازند، یا زیرپایشان له کنندزن به خاطر عصمتی که دارد و میراثدار پاکی مریم است، نباید بازیچة هوس و آلوده به ویروس گناه گردد. گوهر عفاف و پاکی، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست.«دزدان ایمان و غارتگران شرف نیز فراوان هستند.سادگی و خامی است که کسی خود را در معرض دید و تماشای نگاههای مسموم و چشمهای ناپاک قرار دهد و به دلیری و جلوهگری بپردازد و خیال کند بیمار دلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمیاندازد و از زهر نگاهها و نیش پشههای شهوت در امان میماند.بعضی از «نگاه»ها، ویروس «گناه» منتشر میکند،و بعضی از چهرهها حشرة مزاحمت جمع میکنند.خراب کردن همة دیوارها و برداشتن همة پردهها و بازگذاشتن همة پنجرهها، نشانة تیرهاندیشی است، نه روشنفکری! علامت جاهلیت است نه تمدن!میگویی نه؟ به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بیآبرویی، با دو دست پشیمانی برسرغفلت خویش میزنند و برجهالت خود لعنت میفرستند.کسانی که از «جماعت رسوا» نگریزند «رسوای جماعت» میشود!آنکه ایمان را به لقمه ای نان میفروشد،آنکه یوسف زیبایی را با چند سکة بیارزش عوض کند،آنکه «کودک عفاف» را جلوی صدها گرگ گرسنه میبرد و به تماشا میگذارد، روزی هم «پشت دیوار ندامت» اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت، در آخرت هم در آتش بیپروایی خودخواهد ساخت.از اول باید مراقب بود این کاسة چینی نشکند و این جام بلورین ترک برندارد. از اول نباید به پای بیگانه، اجازة ورود به مزرعه نجابت داد، که بوتههای نورس عصمت را لگد مال کند. ولی... گریه بیحاصل است و بیثمر، وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد!!
[ 91/02/13 ] [ 5:53 بعد از ظهر ] [ nastaran ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||